السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

516

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

گفت : مگر نه اين است كه شما سنگها را مىبريد و در بازگشت دست خالى و آسوده هستيد ؟ پس در راحتى و آسايش بسر مىبريد ، باد اين سخن را به سليمان رسانيد ، سليمان هم براى تنبيه آنها دستور داد هنگام مراجعت نيز گل را با خود حمل كنند ، اين بار ابليس با ديدن آنها از ضعفشان پرسش كرد ، آنها با شكايت گفتند : ديگر طاقتى نداريم ، ابليس گفت : اشتباه مىكنيد شما فقط روزها كار مىكنيد و شبها در استراحت بسر مىبريد ، اين بار هم باد اين سخنان را به سمع سليمان رسانيد ، سليمان هم فرمان داد تا آنها روز و شب مشغول كار باشند و اين وضع تا زمان مرگ سليمان ادامه داشت . در ادامه فرمود : روزى سليمان به همراه جنّ و انس در طلب آب باران از قصر خود بيرون آمد ، در راه خود به مورچهء لنگى رسيد كه بالش شكسته بود و دست خود را به آسمان بلند كرده و مىگويد : خداوندا ما بندگانى از آفريده‌هاى تو هستيم كه هرگز از رزق تو بىنياز نيستيم ، ما را به سبب گناهان بنى آدم مؤاخذه نفرما و آب باران را به ما برسان و ما را سيراب كن ، در اين وقت سليمان ( ع ) به همراهان خود گفت : باز گرديد كه مخلوقى غير شما براى آمدن باران شفيع شما شد . تفسير ( على بن ابراهيم ) از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند : خداوند هيچ پيامبرى نداشت كه از نعمت عقل بهره‌مند نباشد ، امّا بعضى از پيامبران ارجح از بعض ديگر بودند و داود ( ع ) سليمان را جانشين خود نكرد ، تا وقتى كه عقل او را آزمايش نمود ، و آن زمان سليمان در سن سيزده سالگى بود و مدّت چهل سال هم حكومت كرد ، همچنين ذو القرنين نيز دوازده ساله بود و سى سال حكومت نمود . ( المحاسن ) برقى از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند : روزى پير زنى به نزد سليمان آمد و از باد شكايت كرد ، سليمان ( ع ) باد را فرا خواند و به او گفت : چه باعث شد كه اين بلا را بر سر اين پير زن بياورى ؟ باد گفت : خداوند عزيز مرا گسيل داشت تا يك كشتى را از غرق شدن نجات دهم و آن كشتى در شرف غرق بود ، من هم با عجله براى اجراى امر الهى به راه افتادم و از كنار اين پير زن گذشتم ، او روى بام خانهء خود بود و در اثر وزش من او لغزيد و از بام به پايين افتاد و دست او شكست ، سليمان ( ع ) فرمود : پروردگارا خودت حكم باد را در اين ماجرا معيّن فرما ، خداوند تعالى فرمود : اى سليمان خسارت و ديه شكستن دست اين پير زن به عهده صاحبان آن كشتى است كه باد براى نجات آنها وزيده ، و اين حكم به جهت آنست كه در پيشگاه من به